تَوَلُدَم مُبارَک!!

سلام، نمیدونم تولد چند سالگیم باید بگم، اما فک کنم ۲۳ سالم تموم شده و وارد ۲۴ سالگیم شدم.
حساب کردن سنم یه معضل بوده برام، مثلا وقتی تولد ۱۸ سالگیم رو هم جشن گرفتیم که یک سری از دوستان گفتن که ۱۷ سالته  درکل تمام این توضیحات برای اینه که بگم برام مهم نیست که چند سالم هستش.
مهم اینه که تا الان چه کاری کردم و در چه مرحله‌ای از زندگیم و موقعیت زمینیم هستم.
خیلی از ماها یا بهتره بگم هممون وقتی که به سنی میرسیم که باید هدف و راهمون رو انتخاب کنیم هر ساعت و روزی که میگذره بهش فکر میکنیم و هر قدمی که برمیداریم برای رسیدن به هدفمون هستش.
از دیروز تبریک‌ گفتن‌ها شروع شده و شاید بهترین چیزی که تو این سن دوس دارم داشته باشم غیر از مسائل مالی و.. یکی سلامت بودن خانوادم هستش و دیگری داشتن دوست های خوبه که بتونم روشون از هر لحاظ حساب باز کنم.
واقعا داشتن دوست خوب نعمته، این جمله رو همیشه از قدیمی‌ها شنیدم و تازه بهش رسیدم که چقدر این حرف درسته..
خب بگذریم میخواستم از خیلی از برنامه و اتفاقاتی که برام افتاد صحبت کنم اما هرچی فکر میکنم این مسئله اهمیت چندانی نداره پس بی خیال گفتن مسائل ریز میشمو تنها میگم خوبی‌های گذشته بیشتر از بدی ها و اذیت هایی که شدم هستش و بزرگترین مسئله‌ای که بهش ایمان آوردم راضی بودن به رضای خداست و تصمیم گرفتم زندگیم رو بسپارم به خود خدا، خودش می‌دونه که چی کی و کجا باید داشته باشم و انجام بشه..

خدایا شکرت که سلامتم و نفس میکشم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *